دیدن نادیده‌ها در خشت خام!

27042009206

پدر و مادرهایی که سالها رنج دوران را درنوردیده اندهر چند مانند جوان‌ها نمی‌توانند در اجتماع بدرخشند و به ظاهر کار زیادی از دستشان برنمی‌آید، اما همین پیران ازکارافتاده شبیه شمعی هستند که به وقت تعطیلی و بیکاری می‌توانند بهترین بهانه شوند برای این‌که همه اعضای خانواده را دور هم جمع کنند و محیطی برای بزرگ دیده شدن و با هم روبه‌رو شدن بزرگ‌ترها و کوچک‌ترهای خانواده فراهم سازند.

بسیاری از جوان‌ها معمولا از پیرها کناره می‌گیرند. چون اغلب فکر می‌کنند افراد سالخورده بیشتر از آن‌که بتوانند کمکی برای پیشرفت باشند وزنه‌ای هستند برای یک جا ماندن و ترمز زدن. به راستی وقتی در عصر سرعت و شتاب زندگی می‌کنیم که هر لحظه آن هزاران اطلاعات و دانش جدید در هزاران شاخه علمی تولید می‌شود، وقتی عجله پیام قرن می‌شود و عجول‌ها لایق‌تر و زرنگ‌تر ارزیابی می‌شوند، به راستی در چنین روزگاری همنشینی با پیران از کار افتاده و بازنشسته مگر معنایی جز وقت تلف کردن می‌تواند داشته باشد؟!

اما نکته این‌جاست که طبیعت، قوانین هستی و زمینی که در آن زندگی می‌کنیم هیچ کدام از شتاب‌ها و عجله‌های ذهنی ما را نمی‌فهمد و بی‌حوصله بودن و سرعت گرفتن‌های جنون‌آمیز ما در جاده‌های مختلف زندگی اصلا برایش معنایی ندارد. الان هم مثل ده‌ها هزار سال پیش کاشتن برای رسیدن هر گیاهی، به زمانی مشخص و ثابت نیاز دارد. هر چیزی دوره عمر مشخصی دارد و هر پدیده هستی از قوانینی مشخص تبیعت می‌کند. داستان‌هایی که ما برای خودمان ساخته‌ایم، هیجانات جدیدی که احساس می‌کنیم تازه آنها را کشف کرده‌ایم و همین‌طور خوشی‌ها و ناخوشی‌ها و موفقیت‌ها و شکست‌هایی که در طول زندگی خود تجربه می‌کنیم هر چند شاید شکل و شمایلی جدید داشته باشند اما در سطحی کلان‌تر از الگوهای ثابتی پیروی می‌کنند که پیران و سالخوردگان می‌توانند بهترین استادان برای فراگیری این الگوهای کلان باشند.

وقتی مادربزرگ پیر دست روی سر نوه جوانش می‌کشد و به او می‌گوید: “زندگی را سخت نگیر! و قدر جوانی‌ات را بدان!» با همین جمله به ظاهر ساده در حال ارایه بزرگ‌ترین درس معنوی به نوه خام و ناپخته خود است. وقتی پدربزرگ پای صحبت جوان‌ترهای فامیل می‌نشیند و با حوصله به حرف‌های آنها گوش می‌دهد، همین صبوری و آرامش بهترین مدل و الگوی رفتاری برای جوان‌ترهایی است که دنبال راهی برای بهتر فهمیدن دنیا هستند.

داستان‌هایی که مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها برای نوه‌های خود تعریف می‌کنند حاوی بزرگ‌ترین درس‌هایی است که خیلی از جوان‌ترها به دلیل بسته بودن فضای دید خود در زمان شنیدن درک نمی‌کنند و درگذر زمان پیام‌های پنهان در آن را می‌فهمند. پیران و کهنسالان به دلیل سالیان زیادی که پشت سر گذاشته‌اند بخش طولانی‌تری از جاده زندگی را دیده‌اند و در نتیجه حرف‌هایی که می‌زنند و مدل‌هایی که در خصوص قوانین زندگی ارایه می‌دهند برآیند تجربه‌های مفید و درست و غلط بسیار بیشتری است که می‌تواند برای بسیاری از جوانان خام و هیجان‌زده فوق‌العاده مفید و طلایی باشد.

اگر جوان‌های ما بدانند هر کدام از کهنسالان خانواده خودشان و حتی پیران و سالخوردگان خانواده‌های دیگر برای خودشان منبعی غنی از تجربه و درس هستند مسلما با عزت و احترام بیشتری با آنها برخورد می‌کردند و از حضور آنها در کنار خود نه تنها ناراحت و آزرده نمی‌شدند بلکه استقبال هم می‌کردند.

علت اینکه بسیاری از جوانان از مجاورت با پیران خانواده گریزانند و به دنبال استقلال و تنهایی می‌گردند این است که نمی‌دانند چه گنجینه بزرگی را کنار می‌گذارند و چه منبع عظیمی از آرامش و امید و فرزانگی را نادیده می‌گیرند.

حتی آن دسته از پیران و سالخوردگانی که زندگی به ظاهر پیروزمندانه‌ای نداشته‌اند و عمری را در شکست و ناکامی سپری کرده‌اند هم برای خود منبع الهام و درس زندگی هستند. کافی است پای صحبت آنها بنشینید و با حوصله به آن‌چه می‌گویند و فراز و نشیب‌هایی که تجربه کرده‌اند توجه کنید. به طور حیرت‌آوری متوجه می‌شوید که معادله شکست و ناکامی آنها به دلیل حضور و پررنگ شدن متغیرهایی بوده است که همین الان در زندگی بسیاری از افراد ناکام و شکست‌خورده نسل جدید هم حضوری پررنگ دارند. برای مثال وقتی فردی بزرگ‌تر و سالخورده‌تر به جوان هیجان‌زده می‌گوید: “در انتخاب همسر بسیار دقت کند چون نتیجه انتخاب غلط می‌تواند کل جوانی‌ات را به باد دهد.” این توصیه یک جمله ساده و بی‌اهمیت نیست که آن جوان با بی‌اعتنایی نشنیده بگیرد و بگوید که نظیر آن را بارها شنیده است و گوشش از این حرف‌ها پر است. این جمله و نصیحت که از دهان فرد سالخورده و به ظاهر بازنشسته بیرون می‌آید حاصل ماه‌ها و سال‌ها دوندگی و زمین خوردن‌های متعدد خودش یا نزدیکانش بوده که در ایام جوانی و خامی از سرناپختگی همسری غلط انتخاب کرده‌اند و جوانی خود را در این مسیر تباه ساخته‌اند.

بزرگداشت پیران و سالخوردگان، حفظ ساختار خانواده و حرمت گذاشتن به بزرگ‌ترها و تکریم آنها به عنوان ستون‌های اصلی خانواده و نیز جدی بودن در درس گرفتن از توصیه‌ها و نصیحت‌های بزرگ‌ترها، هیچ وقت باعث بدتر شدن اوضاع زندگی کسی نشده است و همیشه عاقبت به خیری و زندگی سعادتمندانه و آرام‌بخشی را برای کسانی به همراه داشته که به این درس‌ها دل سپرده‌اند و آنها را در زندگی خود به کار بسته‌اند. چرا که از قدیم گفته‌اند: “آن‌چه جوان در آیینه نمی‌تواند ببیند، پیر در خشت خام می‌بیند!”

به کانال تلگرام سایت بپیوندید مطالب مارا در کانال ببینید

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*